پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

گفتگوی حشر راحت از دل دیوانه ریخت

چشم ما خواب گرانی داشت این افسانه ریخت

خون بلبل را به جوش آورد گل را رنگ داد

در چمن هر قطره صهبایی که از پیمانه ریخت

عشق دل ها را فشرد و چشم ها را آب داد

گرچه از خم برد ساقی باده در پیمانه ریخت

سیل، راه خانهٔ ما را نخواهد یافت حیف

پیشتر از او در و دیوار این ویرانه ریخت

بر سر دامی که زاهد از ردایش کرده پهن

در فریب [و] گول مرغان سبحهٔ صد دانه ریخت

از ره هوش و دل و جان ای سعیدا گوش دار

کاین غزل از خامهٔ صائب عجب مستانه ریخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱نازک دلی که آینه دار نزاکت است
  2. شمارهٔ ۷۲باده نوشی و غزلخوانی دیوانه بجاست
  3. شمارهٔ ۷۳یار را از من چه می‌پرسی بپرس از دل کجاست
  4. شمارهٔ ۷۴آه گرمی که به یاد تو ز دل ها برخاست
  5. شمارهٔ ۷۵به طوف کوی تو آن شب که دل ز جان برخاست
  6. شمارهٔ ۷۶حرف هر کس ز فکر خام خود است
  7. شمارهٔ ۷۷مدح رخ زیبای تو عنوان سعیداست
  8. شمارهٔ ۷۸هر آن دلی که به زلف بتی گرفتار است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.