پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

از پیر همت و کرمی ای جوان طلب

چون تیر قوت و مددی از کمان طلب

ای دادخواه دست به دامان عشق زن

هر حاجتی که هست از این خاندان طلب

کس بی نصیب روزی خود را نمی خورد

اول بیار قسمت و آن گاه نان طلب

موقوف امر توست دل و جان و هر چه هست

بیرون شو از نقاب و حجاب و روان طلب

دیگر نماند تاب نگاه پریوشان

ز این مردمان بیا و سعیدا امان طلب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷روی تو چو از پیش نظر پرده برانداخت
  2. شمارهٔ ۶۸صبحدم شیری که مهر دایه ام در کام ریخت
  3. شمارهٔ ۶۹گفتگوی حشر راحت از دل دیوانه ریخت
  4. شمارهٔ ۷۰در بزم عشق نشئهٔ تأثیر صحبت است
  5. شمارهٔ ۷۱نازک دلی که آینه دار نزاکت است
  6. شمارهٔ ۷۲باده نوشی و غزلخوانی دیوانه بجاست
  7. شمارهٔ ۷۳یار را از من چه می‌پرسی بپرس از دل کجاست
  8. شمارهٔ ۷۴آه گرمی که به یاد تو ز دل ها برخاست
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.