پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

دیوانه شدم باز جنون می کنم امشب

ای عشق مدد ساز که خون می کنم امشب

تا عشق بنا گشته جهان یاد ندارد

عیشی که به این بخت زبون می کنم امشب

غم نخل و ثمر آه و نفس سوخته آخر

خود گوی که بی روی تو چون می کنم امشب؟

سیلی که برد زنگ ز آیینهٔ عالم

از دیدهٔ خونبار برون می کنم امشب

چون شمع به خود گریهٔ جانسوز سعیدا

تا کوی فنا راهنمون می کنم امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵از پیر همت و کرمی ای جوان طلب
  2. شمارهٔ ۶۶شبی که مست بیاید به خواب من مطلوب
  3. شمارهٔ ۶۷روی تو چو از پیش نظر پرده برانداخت
  4. شمارهٔ ۶۸صبحدم شیری که مهر دایه ام در کام ریخت
  5. شمارهٔ ۶۹گفتگوی حشر راحت از دل دیوانه ریخت
  6. شمارهٔ ۷۰در بزم عشق نشئهٔ تأثیر صحبت است
  7. شمارهٔ ۷۱نازک دلی که آینه دار نزاکت است
  8. شمارهٔ ۷۲باده نوشی و غزلخوانی دیوانه بجاست
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.