پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

عشق پرشور است و ما پراضطراب

یار بی رحم است و ما بی آب و تاب

دوش زلفش در خیال من گذشت

تا سحر شب مار می دیدم به خواب

چشم او را در نظر آورده ام

می توانم کرد عالم را خراب

می روم از هوش و می گوید دلم

یا شراب و یا شراب و یا شراب

قصد جان دارد بت عیار من

کافری را می کشد بهر ثواب

شام گفتا صبح می آیم برون

ای خدایا کی برآید آفتاب؟

می پرستی از جوانان عیب نیست

طرفه ایامی است ایام شباب

جملهٔ آیات قرآن نازل است

از برای مدح آن عالی جناب

از می عشق آنچه می خواهی بنوش

هیچ کس را نیست دست احتساب

این غزل بر وزن بیت مثنوی است

«خشم مردان خشک گرداند سحاب»

خود دعای خود سعیدا می کند

شاه ما بادا ز جانان کامیاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲غنچه کی وامی کند چشم دل خود را ز خواب
  2. شمارهٔ ۶۳دیوانه شدم باز جنون می کنم امشب
  3. شمارهٔ ۶۴تو جان و من به جانت گشته طالب
  4. شمارهٔ ۶۵از پیر همت و کرمی ای جوان طلب
  5. شمارهٔ ۶۶شبی که مست بیاید به خواب من مطلوب
  6. شمارهٔ ۶۷روی تو چو از پیش نظر پرده برانداخت
  7. شمارهٔ ۶۸صبحدم شیری که مهر دایه ام در کام ریخت
  8. شمارهٔ ۶۹گفتگوی حشر راحت از دل دیوانه ریخت
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.