پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۹

ساقی مکن دریغ ز پیر و جوان شراب

فرصت غنیمت است بده رایگان شراب

ای خضر تن پرست چه تن می زنی بس است

آب حیات مجلس روحانیان شراب

در پای گل پیاله کشان بس گریستند

جاری است همچو آب در این بوستان شراب

تنگ است بسکه چشم جهان و جهانیان

ای دل نمی رسد به تو یک سرمه دان شراب

گر می نمی دهید برای خدا مرا

باری بیاورید پی امتحان شراب

با مفلسان رند، وفادار نیست دهر

بارد بجای آب گر از آسمان شراب

از عشق و عاشقی به سعیدا چه گفتن است

کس می برد برای مغان ارمغان شراب؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱در میان ما و او شد حسن بی پروا نقاب
  2. شمارهٔ ۶۲غنچه کی وامی کند چشم دل خود را ز خواب
  3. شمارهٔ ۶۳دیوانه شدم باز جنون می کنم امشب
  4. شمارهٔ ۶۴تو جان و من به جانت گشته طالب
  5. شمارهٔ ۶۵از پیر همت و کرمی ای جوان طلب
  6. شمارهٔ ۶۶شبی که مست بیاید به خواب من مطلوب
  7. شمارهٔ ۶۷روی تو چو از پیش نظر پرده برانداخت
  8. شمارهٔ ۶۸صبحدم شیری که مهر دایه ام در کام ریخت
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.