پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

در خم هر حلقهٔ زلفش رهین است آفتاب

سایه سان پیش قد او بر زمین است آفتاب

مزرع حسنی که گردون است خاک ریشه اش

از برای روزی خود خوشه چین است آفتاب

نور چشم از مهر افزونتر نماید در نظر

از برای دیدهٔ ما دوربین است آفتاب

کیست یارب آن سواری کز غرور حسن او

آسمان با این بزرگی اسب و زین است آفتاب

عرش باشد حلقهٔ مهری به انگشت صفات

آسمان فیروزه و نقش نگین است آفتاب

گه پریشان می کند گه غنچه می سازد چو زلف

با سیه بختان سعیدا این چنین است آفتاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹ساقی مکن دریغ ز پیر و جوان شراب
  2. شمارهٔ ۶۰عشق پرشور است و ما پراضطراب
  3. شمارهٔ ۶۱در میان ما و او شد حسن بی پروا نقاب
  4. شمارهٔ ۶۲غنچه کی وامی کند چشم دل خود را ز خواب
  5. شمارهٔ ۶۳دیوانه شدم باز جنون می کنم امشب
  6. شمارهٔ ۶۴تو جان و من به جانت گشته طالب
  7. شمارهٔ ۶۵از پیر همت و کرمی ای جوان طلب
  8. شمارهٔ ۶۶شبی که مست بیاید به خواب من مطلوب
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.