پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

سرگشتهٔ تو خم نکند سر به هیچ باب

از آسمان فتد نفتد قدر آفتاب

دیروز طرفه صحبت گرمی نداشتیم

ما و خدنگ غمزهٔ او زلف و پیچ و تاب

واعظ بیا ز حق مگذر خوب قسمتی است

ما و شراب ناب، تو و مست و احتساب

پستان داغ سینه به طفلی مکیده ام

کی می رود ز ذایقه ام لذت کباب؟

امروز زلف [و] طرهٔ شب را گشوده است

در آسمان آینه کن سیر ماهتاب

بی او مدان که باده کشان باده می کشند

چشمی است پر ز گریهٔ خم ساغر شراب

بالله از عمارت کونین بهتر است

تعمیر پایهٔ در و بام دل خراب

خواهی شوی نهان ز اجل پیشتر ز موت

زودی بپوش چشم سعیدا برو بخواب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵تا کجا رفتار دلجوی تو را دیده است آب
  2. شمارهٔ ۵۶روشنگر زمان و زمین است آفتاب
  3. شمارهٔ ۵۷در خم هر حلقهٔ زلفش رهین است آفتاب
  4. شمارهٔ ۵۸کاکل کمند زلف تو شد دام آفتاب
  5. شمارهٔ ۵۹ساقی مکن دریغ ز پیر و جوان شراب
  6. شمارهٔ ۶۰عشق پرشور است و ما پراضطراب
  7. شمارهٔ ۶۱در میان ما و او شد حسن بی پروا نقاب
  8. شمارهٔ ۶۲غنچه کی وامی کند چشم دل خود را ز خواب
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.