پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

با تهی دستی علو همت است این از حباب

کاسه اش بر آب و هرگز تر نمی گردد ز آب

جوهر خود را نهان در طبع روشن کرده ام

با وجود آن که عریانم چو تیغ آفتاب

جوش مستی های باطن را چه داند محتسب

کی برد بو تا نریزد بر کنار خم شراب؟

در شکست دل از آن شادم که استاد ازل

کرده در مجموعهٔ تن این ورق را انتخاب

نشئهٔ بخت من و چشم سیاه او یکی است

هر دو همرنگند وحشی طبع و دایم مست خواب

ما نهال خود سعیدا ز آبرو پرورده ایم

خوش‌تر از چین جبین باشد به ما موج شراب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶روشنگر زمان و زمین است آفتاب
  2. شمارهٔ ۵۷در خم هر حلقهٔ زلفش رهین است آفتاب
  3. شمارهٔ ۵۸کاکل کمند زلف تو شد دام آفتاب
  4. شمارهٔ ۵۹ساقی مکن دریغ ز پیر و جوان شراب
  5. شمارهٔ ۶۰عشق پرشور است و ما پراضطراب
  6. شمارهٔ ۶۱در میان ما و او شد حسن بی پروا نقاب
  7. شمارهٔ ۶۲غنچه کی وامی کند چشم دل خود را ز خواب
  8. شمارهٔ ۶۳دیوانه شدم باز جنون می کنم امشب
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.