پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

ای خیره چو نرگس ز جمال تو نظرها

چون غنچه پر از خون ز خیال تو جگرها

بس سنگدلانی که در این راه ز دوری

چون کوه گرفتند به هر گوشه کمرها

ایام جوانی است مرادی طلب از حق

در نالهٔ پیش از دم صبح است اثرها

نی حرف زدی با کس و نی حرف شنیدی

ای از تو به هر کوچه و بازار خبرها

تا آب رخی گوهر مقصود نریزد

کردند بسان صدف سینه سپرها

از بسکه ز هر سو به رهت منتظرانند

راه نظری نیست در این راه گذرها

هشدار، زبان را سخن عشق نسوزد

در باطن این نکته نهان است شررها

تاب سخنی سخت ندارد دل نازک

بر شیشهٔ نازک بود از باد خطرها

آن را که خدا خواست به دنیا ندهد دل

بر گردن خر بسته نمودند گهرها

کس نیست که داغی ز تو بر سینه ندارد

دادند ز خورشید به هر ذره شررها

هر چیز سعیدا که در او فایده ای بود

دادیم به اغیار گرفتیم ضررها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳سرگشتهٔ تو خم نکند سر به هیچ باب
  2. شمارهٔ ۵۴با تهی دستی علو همت است این از حباب
  3. شمارهٔ ۵۵تا کجا رفتار دلجوی تو را دیده است آب
  4. شمارهٔ ۵۶روشنگر زمان و زمین است آفتاب
  5. شمارهٔ ۵۷در خم هر حلقهٔ زلفش رهین است آفتاب
  6. شمارهٔ ۵۸کاکل کمند زلف تو شد دام آفتاب
  7. شمارهٔ ۵۹ساقی مکن دریغ ز پیر و جوان شراب
  8. شمارهٔ ۶۰عشق پرشور است و ما پراضطراب
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.