پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

شور عشق است و جنون حاصل و سرمایهٔ ما

سنگ طفلان بود از خان غمش دایهٔ ما

منزل ما و فنا در ته یک دیوارند

سایهٔ ماست در این بادیه همسایهٔ ما

ما در این مهد چه خواهیم به خود بالیدن

که به صد خون جگر شیر دهد دایهٔ ما

هر که را رغبت بی ساخته با جنس خود است

دست در گردن ما چون نکند سایهٔ ما؟

گر ز دست فلک افتیم سعیدا غم نیست

بسکه بالا شده در صدر فنا پایهٔ ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰ظهور نعمت منعم بود گدایی ما
  2. شمارهٔ ۵۱ای خیره چو نرگس ز جمال تو نظرها
  3. شمارهٔ ۵۲نگاهی جانب ما کن که قربانت شود جان‌ها
  4. شمارهٔ ۵۳سرگشتهٔ تو خم نکند سر به هیچ باب
  5. شمارهٔ ۵۴با تهی دستی علو همت است این از حباب
  6. شمارهٔ ۵۵تا کجا رفتار دلجوی تو را دیده است آب
  7. شمارهٔ ۵۶روشنگر زمان و زمین است آفتاب
  8. شمارهٔ ۵۷در خم هر حلقهٔ زلفش رهین است آفتاب
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.