پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۵

برد آرزو خرمن ما خوشه چین ما

از دست نارسا ننمود آستین ما

آیینهٔ نمونهٔ تمثال حیرتیم

چون آب موج خیز نباشد جبین ما

از شکر و صبر ذائقهٔ ما گرفته حظ

تلخ است در مذاق کسان انگبین ما

داغ است همچو لالهٔ بیدل در این چمن

از باغ روزگار گل دستچین ما

آمد اجل به دیدن ما گریه کرد و رفت

دارد مگر اثر نفس واپسین ما

هر دم در این چمن دل ما داغ می شود

هرگز به غیر لاله نرست از زمین ما

هرگز نمی شود ز دلم صورت تو محو

خوش کنده اند نام تو را در نگین ما

از هر طرف حوادث دنیای بی مدار

صف بسته می رود ز یسار و یمین ما

چون ماه در خیال رخ آفتاب او

ما را گداخت هیبت فکر متین ما

دیگر به سیر باغ جهان برنخاستیم

تا شد نهال قامت او دلنشین ما

ما زان سبب طریق ملامت گرفته ایم

ظاهر شود مگر هنر عیب بین ما

گر رشتهٔ حیات کند نیست غم که شد

هر تار موی زلف تو حبل المتین ما

ز آیین ما هر آن که سعیدا کند سؤال

فقر است کیش و مذهب و ترک است دین ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷بیجا نمی خلد به دلی تیر آه ما
  2. شمارهٔ ۴۸شور عشق است و جنون حاصل و سرمایهٔ ما
  3. شمارهٔ ۴۹بی رمز درد، کس نشود آشنای ما
  4. شمارهٔ ۵۰ظهور نعمت منعم بود گدایی ما
  5. شمارهٔ ۵۱ای خیره چو نرگس ز جمال تو نظرها
  6. شمارهٔ ۵۲نگاهی جانب ما کن که قربانت شود جان‌ها
  7. شمارهٔ ۵۳سرگشتهٔ تو خم نکند سر به هیچ باب
  8. شمارهٔ ۵۴با تهی دستی علو همت است این از حباب
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.