پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

چون تیر پیچ و تاب ندارد کمان ما

پاک است از ریا و حسد خاندان ما

غیر از هدف شدن نزند فال دیگری

گر مهره های قرعه شود استخوان ما

در خاطرش سخن سر مویی اثر نکرد

هر چند مو کشید زبان در دهان ما

جایی که غیر عجز دگر هیچ نیست کم

جز بار نیستی چه برد کاروان ما

موی سیاه گشت سفید از فراق یار

شد زغفران ز محنت غم ارغوان ما

در انتظار شعلهٔ آواز خشک شد

ای عندلیب خار و خس آشیان ما

گوش فلک چو دیدهٔ حیران نرگس است

در انتظار تا شنود داستان ما

منت کش بهار و خزان نیست باغ دل

داغ است لاله از هوس بوستان ما

گر ذره ای ز نور حقیقت به ما رسد

خورشید همچو سایه رود در عنان ما

در نیک و بد حقیقت ما می کند ظهور

در مسجد و کنشت بود داستان ما

اخوان صفات گرگ سعیدا گرفته اند

گویا که یوسفی است در این کاروان ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶جز لاله نیست چشم سیاهی به راه ما
  2. شمارهٔ ۴۷بیجا نمی خلد به دلی تیر آه ما
  3. شمارهٔ ۴۸شور عشق است و جنون حاصل و سرمایهٔ ما
  4. شمارهٔ ۴۹بی رمز درد، کس نشود آشنای ما
  5. شمارهٔ ۵۰ظهور نعمت منعم بود گدایی ما
  6. شمارهٔ ۵۱ای خیره چو نرگس ز جمال تو نظرها
  7. شمارهٔ ۵۲نگاهی جانب ما کن که قربانت شود جان‌ها
  8. شمارهٔ ۵۳سرگشتهٔ تو خم نکند سر به هیچ باب
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.