پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

رو به هر کوهی نماید طور می‌دانیم ما

هرکه گوید حرف حق منصور می‌دانیم ما

غایبان گر در حضور ما سخن‌ها گفته‌اند

نیست ز ایشان رنجه‌ای، معذور می‌دانیم ما

قرب دلبر جز فنای عاشق بیچاره نیست

هرکه نزدیک است او را دور می‌دانیم ما

کام از انگشت حلوای جهان شیرین مکن

این بنا را خانهٔ زنبور می‌دانیم ما

یار اگر آن است ای زاهد که مایش دیده‌ایم

از من و تو دید او مستور می‌دانیم ما

هر سری کان از خیال او ندارد شورشی

خشک‌تر از کاسهٔ تنبور می‌دانیم ما

در تماشای گل روی تو چشم غیر را

همچو نرگس در گلستان کور می‌دانیم ما

مردمان دیده را ورد است دایم «ان یکاد»

چشم بد را از جمالش دور می‌دانیم ما

ما معانی در نظر داریم نی ریش و سبیل

کاسهٔ می گل بود فغفور می‌دانیم ما

صحتی کان از طعام و می‌کند حاصل کسی

در طریقت خسته و رنجور می‌دانیم ما

دل اگر بی‌طاقتی در هجر دارد عیب نیست

اندرین معنی ورا مجبور می‌دانیم ما

ای سعیدا می‌روی بر دار چون خود گفته‌ای

هرکه گوید حرف حق منصور می‌دانیم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵برد آرزو خرمن ما خوشه چین ما
  2. شمارهٔ ۴۶جز لاله نیست چشم سیاهی به راه ما
  3. شمارهٔ ۴۷بیجا نمی خلد به دلی تیر آه ما
  4. شمارهٔ ۴۸شور عشق است و جنون حاصل و سرمایهٔ ما
  5. شمارهٔ ۴۹بی رمز درد، کس نشود آشنای ما
  6. شمارهٔ ۵۰ظهور نعمت منعم بود گدایی ما
  7. شمارهٔ ۵۱ای خیره چو نرگس ز جمال تو نظرها
  8. شمارهٔ ۵۲نگاهی جانب ما کن که قربانت شود جان‌ها
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.