پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

جامع رشک جنان فیض اثر دیدیم ما

گوییا در شام دنیای دگر دیدیم ما

سقف جامع با سراجات منیرش بی گمان

آسمان و کوکب و شمس و قمر دیدیم ما

واعظان در هر طرف سرگرم وعظ خویشتن

سرخوش از ذکر خدا دیوار و در دیدیم ما

باخبر با بی خبر را اندرین دارالامان

بی خبر از خویش و از حق باخبر دیدیم ما

وعدهٔ فردا مهیا در دمشق امروز بود

فیض شامش را فزون تر از سحر دیدیم ما

اندرین معبد ره فیض است باب و روزنش

در دل هر بیدلی از حق نظر دیدیم ما

نور احمد از مزار حضرت یحیی مبین

همچو بینایی ز مردم در بصر دیدیم ما

قاپوی جنت سعیدا نیست جز باب البرید

اهل غفران را از این در، در گذر دیدیم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴چون تیر پیچ و تاب ندارد کمان ما
  2. شمارهٔ ۴۵برد آرزو خرمن ما خوشه چین ما
  3. شمارهٔ ۴۶جز لاله نیست چشم سیاهی به راه ما
  4. شمارهٔ ۴۷بیجا نمی خلد به دلی تیر آه ما
  5. شمارهٔ ۴۸شور عشق است و جنون حاصل و سرمایهٔ ما
  6. شمارهٔ ۴۹بی رمز درد، کس نشود آشنای ما
  7. شمارهٔ ۵۰ظهور نعمت منعم بود گدایی ما
  8. شمارهٔ ۵۱ای خیره چو نرگس ز جمال تو نظرها
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.