پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

ما را اگرچه [خوار] نمود افتقار ما

آن است بیشتر سبب افتخار ما

داریم اشک سرخ و رخ زرد از غمش

در یک چمن نشسته خزان و بهار ما

از هر دو کون مهر تو کردیم اختیار

ز این بیشتر چه کار کند اختیار ما؟

داریم غربت و الم هجر و شکر و صبر

درمان درد یار بود در دیار ما

دریای اضطراب اگر نیستیم چون

ننشست هیچ سروقدی در کنار ما؟

در عالم مثال چو ماه است و آفتاب

با قدرتش معاملهٔ اقتدار ما

دست طلب به مذهب ما بسکه نارواست

دایم کج است پنجهٔ برگ چنار ما

شهباز اوج همت ما زاغ گیر نیست

دنیا به خط و خال نگردد شکار ما

پروانه سر به زانوی حیرت نهد سعیدا

روشن اگر کنند چراغ مزار ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰جلا می دهد سینه را اخگر ما
  2. شمارهٔ ۴۱برتر از عرش است ای عشاق، سِیران شما
  3. شمارهٔ ۴۲جامع رشک جنان فیض اثر دیدیم ما
  4. شمارهٔ ۴۳رو به هر کوهی نماید طور می‌دانیم ما
  5. شمارهٔ ۴۴چون تیر پیچ و تاب ندارد کمان ما
  6. شمارهٔ ۴۵برد آرزو خرمن ما خوشه چین ما
  7. شمارهٔ ۴۶جز لاله نیست چشم سیاهی به راه ما
  8. شمارهٔ ۴۷بیجا نمی خلد به دلی تیر آه ما
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.