پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

جلا می دهد سینه را اخگر ما

ز دل می برد زنگ، خاکستر ما

به خون لاله سان بارها شسته ایم

سیاهی نشد پاک از دفتر ما

نخواهیم سر در کشیدن به عجز

اگر تیرباران شود بر سر ما

دلیل حوادث توانیم گشتن

که هر داغ شمعی است بر پیکر ما

چو آیینه در پیش روشن ضمیران

عیان است از داغ ما جوهر ما

چو مژگان نظر بند کردیم اگر

نیفتد ز پرواز، بال و پر ما

نپوشد ز ما آنچه پوشیدنی است

شود خرقه گر آسمان در بر ما

چو داریم با ماهرویان سری

نباشد بجز مهر در کشور ما

مگر صحبت داغ گرم است امشب

که پروانهٔ ماست بال و پر ما

سعیدا چو دلداده ای دل به دست آر

که دل می برد هر زمان دلبر ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲جامع رشک جنان فیض اثر دیدیم ما
  2. شمارهٔ ۴۳رو به هر کوهی نماید طور می‌دانیم ما
  3. شمارهٔ ۴۴چون تیر پیچ و تاب ندارد کمان ما
  4. شمارهٔ ۴۵برد آرزو خرمن ما خوشه چین ما
  5. شمارهٔ ۴۶جز لاله نیست چشم سیاهی به راه ما
  6. شمارهٔ ۴۷بیجا نمی خلد به دلی تیر آه ما
  7. شمارهٔ ۴۸شور عشق است و جنون حاصل و سرمایهٔ ما
  8. شمارهٔ ۴۹بی رمز درد، کس نشود آشنای ما
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.