پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

شد عمرها که از نظر افتاده خواب ما

رنگ پریده می شکند آب و تاب ما

پیچیده است حلقهٔ زلفش بر آن میان

گویا ز ماه بسته کمر آفتاب ما

آمد رقیب و باده کشید و خبر کشید

خوش توبه ها شکست ز بوی شراب ما

پیوسته سر دهد به هوای نگاه او

با بحر اتحاد ندارد حباب ما

حشر از میانه نامهٔ ما را برون فکند

شد جمع، خاطر از گنه بی حساب ما

ما عاشقیم هر که به تقلید دم زند

باشد گناه در پی امر صواب ما

آن شعله خو مزاج ندانم چه می کند

آتش فکنده در جگر دل کباب ما

از خط دور عارض و از حلقه های زلف

بر ماه بسته است کمر، آفتاب ما

کوتاه سیر، عمر سعیدا و راه دور

بیهوده نیست در پی جانان شتاب ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸ما را اگرچه [خوار] نمود افتقار ما
  2. شمارهٔ ۳۹بی غم نفسی نیست دل باخبر ما
  3. شمارهٔ ۴۰جلا می دهد سینه را اخگر ما
  4. شمارهٔ ۴۱برتر از عرش است ای عشاق، سِیران شما
  5. شمارهٔ ۴۲جامع رشک جنان فیض اثر دیدیم ما
  6. شمارهٔ ۴۳رو به هر کوهی نماید طور می‌دانیم ما
  7. شمارهٔ ۴۴چون تیر پیچ و تاب ندارد کمان ما
  8. شمارهٔ ۴۵برد آرزو خرمن ما خوشه چین ما
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.