پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

در فصل غیر یافته ام من وصال را

یارب مباد فاصله این اتصال را

در خلوتی که بار نداری تو هم در او

اول ببند با مژه راه خیال را

منمای چین جبهه به روی چو آفتاب

بر هم مزن صفات جمال و جلال را

ای بی مثال آینه ها ساختی ز نور

در قلب آدمی و نمودی مثال را

بی شبهه باده نوش که قاضی همی برد

ز آب حرام قیمت نان حلال را

سرخوش برآ زخانه و مستانه زن قدم

تا خلق بنگرند صفات جلال را

در گوش غنچه نالهٔ بلبل اثر کند

فهمند اهل دل، سخن اهل حال را

یارب نگاه دار زوال کسی که او

دارد به دل زیارت اهل کمال را

با سوسن است کار سعیدا در این چمن

جز لال، فهم، کس نکند نطق لال را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷لب وانشد به ذکر، ز بیم ریا مرا
  2. شمارهٔ ۱۸همچو ساغر تا به لب همدم نمی‌سازد مرا
  3. شمارهٔ ۱۹دست گیرید ساغر غم را
  4. شمارهٔ ۲۰انگشت تعرض نرسیده سخنم را
  5. شمارهٔ ۲۱مکن سؤال ز هر بی وفا وفای مرا
  6. شمارهٔ ۲۲به آب دیده کنم سبز، خط ریحان را
  7. شمارهٔ ۲۳زمین شوره، ای جان، کی شناسد قدر باران را؟
  8. شمارهٔ ۲۴نیت قرآن بستم طوف کوی جانان را
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.