پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

لب وانشد به ذکر، ز بیم ریا مرا

بر سینه بسته دست طلب در دعا مرا

تا همچو موج، نقش خودی را زدم بر آب

در سینه داده همچو گهر بحر، جا مرا

عشق تو روشناس نعیم و جحیم کرد

بیگانه کرد از دو جهان آشنا مرا

در عالم شمار منم کم ز هر چه هست

گردون به دیده چون نکند توتیا مرا

یک گندم درست سعیدا برون نشد

بی آبروی قسمت از این آسیا مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹دست گیرید ساغر غم را
  2. شمارهٔ ۲۰انگشت تعرض نرسیده سخنم را
  3. شمارهٔ ۲۱مکن سؤال ز هر بی وفا وفای مرا
  4. شمارهٔ ۲۲به آب دیده کنم سبز، خط ریحان را
  5. شمارهٔ ۲۳زمین شوره، ای جان، کی شناسد قدر باران را؟
  6. شمارهٔ ۲۴نیت قرآن بستم طوف کوی جانان را
  7. شمارهٔ ۲۵چین فدا باد زلف پرچین را
  8. شمارهٔ ۲۶هر که دارد دل چون آینه سیمای تو را
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.