پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

هر که دارد دل چون آینه سیمای تو را

می کند خوب ز چشم تو تماشای تو را

رم نکردی ز من و رام کسی هم نشدی

آفرین باد دل و دیدهٔ بینای تو را

دایماً چشم تو انداز رمیدن دارد

هیچ کس رام نکرد آهوی صحرای تو را

نشود تیره دل پاک تو از چین جبین

موج بر هم نزند صافی دریای تو را

امشب از داغ جگر لاله چراغان دارد

به هواداری گل دامن صحرای تو را

ز آب حیوان شده سرسبز خط پشت لبت

خضر امت شده ز اعجاز مسیحای تو را

از حلاوت لب ساغر ز لبت وانشود

باده چون تلخ کند لعل شکرخای تو را؟

نفس از نازکی طبع تو نتوانم زد

آه، صد آه، دل آینه سیمای تو را

همچو خورشید کشد باز به عریانی سر

جامه گر اطلس چرخ است سعیدای تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸تا کمند وحدت دل کرده ام موی تو را
  2. شمارهٔ ۲۹نمی دانم چرا کج بسته اند آیین ابرو را
  3. شمارهٔ ۳۰خط یاقوت لعلش تا نمود آن مصحف رو را
  4. شمارهٔ ۳۱ز مجنون پرس اگر خواهی سراغ چشم آهو را
  5. شمارهٔ ۳۲راه رفتن کس نفرماید ز پا افتاده را
  6. شمارهٔ ۳۳بشکند آن تندخو چون آستین جامه را
  7. شمارهٔ ۳۴راه در معموره ها گر نیست این دیوانه را
  8. شمارهٔ ۳۵رفتار محال است ز کوی تو کسی را
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.