پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

نمی دانم چرا کج بسته اند آیین ابرو را

که می دارند با شمشیر، قایم دین ابرو را

ز صد ملک سکندر می گریزم همچو افلاطون

اگر بر چهرهٔ آیینه بینم چین ابرو را

ز دیوان خط و خالش نظر برداشتم یکسر

ز چشمش تا شنیدم مصرع رنگین ابرو را

خدنگ تیر مژگانش جزاها می دهد آخر

اگر یک موی در دل هر که دارد کین ابرو را

ندارد گرچه مانندی صف مژگان به خونریزی

ولیکن از کجا آرد به کف تمکین ابرو را

نگفته هیچ کس بر وزن ابروی تو مصراعی

مگر خطت کند بر پشت لب تضمین ابرو را

سعیدا مه به زلف او برابر کی تواند زد

که او پیوسته با خورشید دارد چین ابرو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱ز مجنون پرس اگر خواهی سراغ چشم آهو را
  2. شمارهٔ ۳۲راه رفتن کس نفرماید ز پا افتاده را
  3. شمارهٔ ۳۳بشکند آن تندخو چون آستین جامه را
  4. شمارهٔ ۳۴راه در معموره ها گر نیست این دیوانه را
  5. شمارهٔ ۳۵رفتار محال است ز کوی تو کسی را
  6. شمارهٔ ۳۶شد عمرها که از نظر افتاده خواب ما
  7. شمارهٔ ۳۷نیست دل مأیوس دارد در پی خود روز، شب
  8. شمارهٔ ۳۸ما را اگرچه [خوار] نمود افتقار ما
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.