پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

ز مجنون پرس اگر خواهی سراغ چشم آهو را

دل دیوانه می داند نگاه طفل بدخو را

ز فکر روز محشر صبحدم آسوده برخیزد

اگر بیند کسی در خواب آن چشم سخنگو را

سری در پیش افکن یک نفس پاس دم خود دار

که اهل دل کنند آیینهٔ خود چشم زانو را

جهان دیوانه می گردد چو از رخ پرده بردارد

که من خود دیده می گویم صفات آن پری رو را

اگر خواهی که یک دم در حریم وصل ره یابی

شعار خویشتن کن چون کبوتر ذکر یاهو را

پی تسخیر ملک دل به شمشیر احتیاجش نیست

برای حرمت خورشید خم کرده است ابرو را

بسا اعجاز، خوبان را درون پرده می باشد

که یوسف بیشتر دارد درون پیرهن بو را

تو را سرو قدش در بر چرا زاهد فغان داری

چو قمری برده ای بر آسمان آهنگ کوکو را

نهان کردی به زیر زلف، خال عنبرافشان را

چه بهتر زان که در زنجیر داری پای هندو را

ندارد غنچهٔ دل بیش از این تاب گرفتاری

صبا را گو که بگشاید ز هم آن جعد گیسو را

سعیدا در حریم وصل با او خلوتی داری

نمی‌ترسی که غمازی خبر سازد سگ کو را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳بشکند آن تندخو چون آستین جامه را
  2. شمارهٔ ۳۴راه در معموره ها گر نیست این دیوانه را
  3. شمارهٔ ۳۵رفتار محال است ز کوی تو کسی را
  4. شمارهٔ ۳۶شد عمرها که از نظر افتاده خواب ما
  5. شمارهٔ ۳۷نیست دل مأیوس دارد در پی خود روز، شب
  6. شمارهٔ ۳۸ما را اگرچه [خوار] نمود افتقار ما
  7. شمارهٔ ۳۹بی غم نفسی نیست دل باخبر ما
  8. شمارهٔ ۴۰جلا می دهد سینه را اخگر ما
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.