پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

خط یاقوت لعلش تا نمود آن مصحف رو را

نگاهش می کند تفسیر، بسم الله ابرو را

به پا می پیچدش سنبل پی بوسیدن پایش

به هر وادی که آن بدخو پریشان می کند مو را

زبان تیغ می بندد نگاه تیز جادویش

که را دستی که گیرد نکته آن چشم سخنگو را؟

نه تنها دل سیاهی می کند بی او در این صحرا

سیه کرد انتظار جلوهٔ او چشم آهو را

سعیدا جوی خون گردد روان از چشم حیرانم

اگر یک دم نبینم در کنار آن سرو دلجو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲راه رفتن کس نفرماید ز پا افتاده را
  2. شمارهٔ ۳۳بشکند آن تندخو چون آستین جامه را
  3. شمارهٔ ۳۴راه در معموره ها گر نیست این دیوانه را
  4. شمارهٔ ۳۵رفتار محال است ز کوی تو کسی را
  5. شمارهٔ ۳۶شد عمرها که از نظر افتاده خواب ما
  6. شمارهٔ ۳۷نیست دل مأیوس دارد در پی خود روز، شب
  7. شمارهٔ ۳۸ما را اگرچه [خوار] نمود افتقار ما
  8. شمارهٔ ۳۹بی غم نفسی نیست دل باخبر ما
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.