پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

راه رفتن کس نفرماید ز پا افتاده را

نیست تکلیفی ز عالم مردم آزاده را

گر ز ملک بیخودی زاهد خبر یابد شبی

صبح ناگردیده با می می دهد سجاده را

چشم پوشیدن ز عالم، عالم امن است و بس

کس برون از تن نمی آرد لباس مرده را

در لباس شعر، معنی لطف دیگر می دهد

جلوه رنگین تر بود حسن درون پرده را

سینه صافان را سعیدا جای در دل می دهد

دوست دارد بیشتر استاد، لوح ساده را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴راه در معموره ها گر نیست این دیوانه را
  2. شمارهٔ ۳۵رفتار محال است ز کوی تو کسی را
  3. شمارهٔ ۳۶شد عمرها که از نظر افتاده خواب ما
  4. شمارهٔ ۳۷نیست دل مأیوس دارد در پی خود روز، شب
  5. شمارهٔ ۳۸ما را اگرچه [خوار] نمود افتقار ما
  6. شمارهٔ ۳۹بی غم نفسی نیست دل باخبر ما
  7. شمارهٔ ۴۰جلا می دهد سینه را اخگر ما
  8. شمارهٔ ۴۱برتر از عرش است ای عشاق، سِیران شما
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.