پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

بشکند آن تندخو چون آستین جامه را

می کند خون شهیدان زینت هنگامه را

در بیان آن کمر از مو قلم کردم نشد

از خیال خود تراشیدم بنان خامه را

می تواند زاهد بیچاره از سر بگذرد

لیک نتواند که بگذارد ز سر عمامه را

غنچهٔ مکتوب گل واگشت در صحن چمن

می روم از خویش می گویم جواب نامه را

گر نسیم فیض او بر ما اسیران بگذرد

می‌توان صد چاک زد چون گل سعیدا جامه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵رفتار محال است ز کوی تو کسی را
  2. شمارهٔ ۳۶شد عمرها که از نظر افتاده خواب ما
  3. شمارهٔ ۳۷نیست دل مأیوس دارد در پی خود روز، شب
  4. شمارهٔ ۳۸ما را اگرچه [خوار] نمود افتقار ما
  5. شمارهٔ ۳۹بی غم نفسی نیست دل باخبر ما
  6. شمارهٔ ۴۰جلا می دهد سینه را اخگر ما
  7. شمارهٔ ۴۱برتر از عرش است ای عشاق، سِیران شما
  8. شمارهٔ ۴۲جامع رشک جنان فیض اثر دیدیم ما
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.