پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

تا کمند وحدت دل کرده ام موی تو را

تکیه گاه خویش کردم طاق ابروی تو را

گر به صد پیراهن یوسف بپیچی باز هم

با دماغ آشفتگی ها می برم بوی تو را

بی نیازی ها تو را از ناز هم بیگانه کرد

خوب می دانم تو را طبع تو را خوی تو را

وحشی چشم تو الفت با کسی نگرفته است

رام کی کس می تواند کرد آهوی تو را؟

راستی بالذات یک مو نیست در زلف کجت

کس مسلمان کی تواند کرد هندوی تو را؟

جویبار دیدهٔ خود را اگر دریا کنم

کی توان در بر کشیدن سرو دلجوی تو را؟

از ازل با غم سعیدا استخوان پرورده است

کی شود خون شیر مادر طفل بدخوی تو را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰خط یاقوت لعلش تا نمود آن مصحف رو را
  2. شمارهٔ ۳۱ز مجنون پرس اگر خواهی سراغ چشم آهو را
  3. شمارهٔ ۳۲راه رفتن کس نفرماید ز پا افتاده را
  4. شمارهٔ ۳۳بشکند آن تندخو چون آستین جامه را
  5. شمارهٔ ۳۴راه در معموره ها گر نیست این دیوانه را
  6. شمارهٔ ۳۵رفتار محال است ز کوی تو کسی را
  7. شمارهٔ ۳۶شد عمرها که از نظر افتاده خواب ما
  8. شمارهٔ ۳۷نیست دل مأیوس دارد در پی خود روز، شب
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.