پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

نیت قرآن بستم طوف کوی جانان را

هدیه می بردم دل را نذر کرده ام جان را

در شب غریبی ها حلقه های زلف او

طرفه منزل امنی است خاطر پریشان را

در ثبوت ذات او نفی جمله واجب بود

بی حجاب گردیدم زان سراسر امکان را

دل به هرچه بستم باز خود به خود واشد

بسته بر هوا دیدم رنگ و بوی دوران را

صورت نکو ای دل مظهر جمال آمد

پس بر این صفت دایم تازه دار ایمان را

شیخ کاملت گویم ای مرید جام می

بسکه پخته می سازد صحبت تو خامان را

عقل گشته سودایی در هوای آن معنی

آب تلخ می باید این حکیم یونان را

قیمت شب وصلش زاهدا کجا دانی

گر کشی به چشم خود سرمهٔ صفاهان را

عیب خود چه می پوشی هر زمان به یک رنگی

تا به کی کنی تعمیراین سرای ویران را

پیش اهل حق ای دل، عقل را به دور افکن

به ز بیخودی نبود باده عزم عرفان را

در محبت جانان لاف و زندگی بی او

خاک بر سرت افکن چاک زن گریبان را

عشق شعبه ها دارد عقل می شود عاجز

نوح مضطرب کرده موجه های طوفان را

در دل سعیدا خون موج می زند هر سو

از پی مدد آمد بحر، چشم گریان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶هر که دارد دل چون آینه سیمای تو را
  2. شمارهٔ ۲۷نتوان یافت به خود منزل و مأوای تو را
  3. شمارهٔ ۲۸تا کمند وحدت دل کرده ام موی تو را
  4. شمارهٔ ۲۹نمی دانم چرا کج بسته اند آیین ابرو را
  5. شمارهٔ ۳۰خط یاقوت لعلش تا نمود آن مصحف رو را
  6. شمارهٔ ۳۱ز مجنون پرس اگر خواهی سراغ چشم آهو را
  7. شمارهٔ ۳۲راه رفتن کس نفرماید ز پا افتاده را
  8. شمارهٔ ۳۳بشکند آن تندخو چون آستین جامه را
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.