پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

دست گیرید ساغر غم را

پاس دارید خاطر هم را

تا ز خورشید گل عرق نکند

کور سازید چشم شبنم را

قبلهٔ من شراب تلخ بیار

چه کنم آب شور زمزم را

با چنین [وحشیی] چه سازد کس

که به رم یاد می دهد رم را

زخم ما کی به خویش می گیرد

منت چرب و نرم مرهم را

تا به ما روی دست خویش نمود

پشت پایی زدیم عالم را

شوکت خم نیامدم به نظر

منمایید بادهٔ کم را

با هزاران نشاط و ذوق و سرور

صبح سازید شام ماتم را

همت خم به جوش چون آید

نتوان برد نام حاتم را

معنی شعر ما بیان مکنید

مگشایید زلف درهم را

هیچ فتح از کتاب روی نداد

چند بینیم کسره و ضم را

چشم گریان ما اگر این است

می نشاند به خاک و خون یم را

ساقیا جام از آن میم پرکن

که به چرخ آورد سر جم را

دل دیوانه ام به صحرا رفت

تا دهد یاد آهوان رم را

او کجا تاب زلف می آرد

می تراشد ز ناز پرچم را

یک نفس پاس دم سعیدا را

چند نوشی تو ساغر دم را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱مکن سؤال ز هر بی وفا وفای مرا
  2. شمارهٔ ۲۲به آب دیده کنم سبز، خط ریحان را
  3. شمارهٔ ۲۳زمین شوره، ای جان، کی شناسد قدر باران را؟
  4. شمارهٔ ۲۴نیت قرآن بستم طوف کوی جانان را
  5. شمارهٔ ۲۵چین فدا باد زلف پرچین را
  6. شمارهٔ ۲۶هر که دارد دل چون آینه سیمای تو را
  7. شمارهٔ ۲۷نتوان یافت به خود منزل و مأوای تو را
  8. شمارهٔ ۲۸تا کمند وحدت دل کرده ام موی تو را
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.