پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

به آب دیده کنم سبز، خط ریحان را

غبار کفر، لباس است حسن ایمان را

ز خط و زلف چه فرق است روی جانان را

ز هم جدا نتوان کرد کفر و ایمان را

صفات ذات جمالی به غیر، رخ منمای

که کافران نشناسند قدر قرآن را

زاشک، مردم چشم مرا زیانی نیست

چه غم ز حادثه این خانمان به دوشان را

فقیه طعنهٔ می می کند خدایا زود

به آب تلخ سپار این حکیم یونان را

کجا توان به نگاه تو آشنا گردید

نکرده رام، کسی آهوی گریزان را

رقیب را به خدا منع صحبت خود کن

به باغ خود مگذار این هزاردستان را

از آن گذشته ام تا نگه به غیر نیفتد

به گرد دیدهٔ خود خاربست مژگان را

نگاه دار به حق چهارده معصوم

ز شر حادثه مداح شاه کرمان را

ز کثرت غم دوران چه غم سعیدا را

کمند وحدت غم کرده رشتهٔ جان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴نیت قرآن بستم طوف کوی جانان را
  2. شمارهٔ ۲۵چین فدا باد زلف پرچین را
  3. شمارهٔ ۲۶هر که دارد دل چون آینه سیمای تو را
  4. شمارهٔ ۲۷نتوان یافت به خود منزل و مأوای تو را
  5. شمارهٔ ۲۸تا کمند وحدت دل کرده ام موی تو را
  6. شمارهٔ ۲۹نمی دانم چرا کج بسته اند آیین ابرو را
  7. شمارهٔ ۳۰خط یاقوت لعلش تا نمود آن مصحف رو را
  8. شمارهٔ ۳۱ز مجنون پرس اگر خواهی سراغ چشم آهو را
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.