پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

مکن سؤال ز هر بی وفا وفای مرا

که غیر وقت چه داند کسی صفای مرا

چه نسبت است دلم را به جسم زار و نزار

که استخوان نکند صید خود همای مرا

غمی ز مرگ چو آتش نداشتم دیشب

که کرد اخگر من گرم داشت جای مرا

چو اهل زرق و ریا دلق من به نیل مزن

بزن به بادهٔ رنگین خم، ردای مرا

اگرچه کشت مرا ناوک نگاه تو لیک

ستان ز لعل لب خویش خونبهای مرا

به زور باده گشا هر گره که هست مرا

به روی آب بزن نقش بوریای مرا

زیاده ده دو سه ساغر ز خود خلاصم کن

به آب و خاک خرابات زن بنای مرا

به آن امید سعیدا شبی به روز آورد

که این غزل برساند به او دعای مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳زمین شوره، ای جان، کی شناسد قدر باران را؟
  2. شمارهٔ ۲۴نیت قرآن بستم طوف کوی جانان را
  3. شمارهٔ ۲۵چین فدا باد زلف پرچین را
  4. شمارهٔ ۲۶هر که دارد دل چون آینه سیمای تو را
  5. شمارهٔ ۲۷نتوان یافت به خود منزل و مأوای تو را
  6. شمارهٔ ۲۸تا کمند وحدت دل کرده ام موی تو را
  7. شمارهٔ ۲۹نمی دانم چرا کج بسته اند آیین ابرو را
  8. شمارهٔ ۳۰خط یاقوت لعلش تا نمود آن مصحف رو را
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.