پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

بیرون ز سینه طرح مینداز داغ را

چشمی بد است رخنهٔ دیوار باغ را

در موسمی که لاله قدح پر ز خون کند

حیف است بی شراب گذاری ایاغ را

بس جستجوی یار که کردم ز هر دیار

دانسته کس نداد ز جانان سراغ را

روغن کشم ز نرگس بادام، شام هجر

روشن کنم به یاد نگاهی چراغ را

از یار اهل جذبه سعیدا صفا برند

خود گو چه سود نکهت گل بید باغ را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶تا شد حکیمم عشق او با درد شد الفت مرا
  2. شمارهٔ ۱۷لب وانشد به ذکر، ز بیم ریا مرا
  3. شمارهٔ ۱۸همچو ساغر تا به لب همدم نمی‌سازد مرا
  4. شمارهٔ ۱۹دست گیرید ساغر غم را
  5. شمارهٔ ۲۰انگشت تعرض نرسیده سخنم را
  6. شمارهٔ ۲۱مکن سؤال ز هر بی وفا وفای مرا
  7. شمارهٔ ۲۲به آب دیده کنم سبز، خط ریحان را
  8. شمارهٔ ۲۳زمین شوره، ای جان، کی شناسد قدر باران را؟
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.