پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴

نه همین طوق گلو حلقهٔ جام است اینجا

گر همه موج شراب است که دام است اینجا

زله از خوان لئیمان چه بری بهر عیال

جز ندامت که کشی بر تو حرام است اینجا

بندهٔ پیر خرابات شوم کز ره لطف

کرمش بیشتر از خاص به عام است اینجا

مژه بر هم زدن و گریه و خون خوردن و آه

سجده و قعده و تسبیح و قیام است اینجا

دایماً در خم زلف است رخش نورفشان

طرفه صبحی است که پیوسته به شام است اینجا

گفت در میکده آداب ندانم پیری

این هم از پختگی اوست که خام است اینجا

چون سعیدا نشود حلقه به گوش در او

خواجهٔ جای دگر بین که غلام است اینجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶گداخت سیم وش آن شوخ سیمبر ما را
  2. شمارهٔ ۷الهی حل مگردان تا قیامت مشکل ما را
  3. شمارهٔ ۸سودم به خاک پایش روی نیاز خود را
  4. شمارهٔ ۹حکم سخن ندادم هر دم زبان خود را
  5. شمارهٔ ۱۰عشق عالمسوز ما بر هم زند تدبیر را
  6. شمارهٔ ۱۱تا شانه شد مشاطه گر آن زلف عنبربیز را
  7. شمارهٔ ۱۲مصور چون به تصویر آورد موی میانش را
  8. شمارهٔ ۱۳پاس گر می داشتم شب های تار خویش را
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.