پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۸

سودم به خاک پایش روی نیاز خود را

فارغ شدم ز دنیا کردم نماز خود را

هرگز نمی کند شمع دیگر چراغ روشن

پروانه گر نماید سوز و گداز خود را

سرچشمهٔ بقا را با زلف او چه نسبت

کی می دهم به حیوان عمر دراز خود را

رفتیم تا سر خم لبریز شکوه دیدیم

کردیم با صراحی افشای راز خود را

پوشیده چون سعیدا معنی لباس صورت

سر حقیقت خود کردم مجاز خود را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰عشق عالمسوز ما بر هم زند تدبیر را
  2. شمارهٔ ۱۱تا شانه شد مشاطه گر آن زلف عنبربیز را
  3. شمارهٔ ۱۲مصور چون به تصویر آورد موی میانش را
  4. شمارهٔ ۱۳پاس گر می داشتم شب های تار خویش را
  5. شمارهٔ ۱۴بیرون ز سینه طرح مینداز داغ را
  6. شمارهٔ ۱۵در فصل غیر یافته ام من وصال را
  7. شمارهٔ ۱۶تا شد حکیمم عشق او با درد شد الفت مرا
  8. شمارهٔ ۱۷لب وانشد به ذکر، ز بیم ریا مرا
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.