پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

تا شانه شد مشاطه گر آن زلف عنبربیز را

پامال شد مشک خطا در زیر پا شبدیز را

با زاهد بیمار دل برگوی ز افلاطون خم

صحت شود گر بشکند با جام می پرهیز را

گردون اگر بر هم خورد خورشید دیگرگون شود

مگذار تا پیچد به هم آن زلف پرانگیز را

در صحبت چون و چرا کم گوی سر عشق را

زینهار با خامان مده جام می لبریز را

شام سعیدا صبح شد از پرتو یک جام می

روزش نکو هرگز نشد آن زاهد شب خیز را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳پاس گر می داشتم شب های تار خویش را
  2. شمارهٔ ۱۴بیرون ز سینه طرح مینداز داغ را
  3. شمارهٔ ۱۵در فصل غیر یافته ام من وصال را
  4. شمارهٔ ۱۶تا شد حکیمم عشق او با درد شد الفت مرا
  5. شمارهٔ ۱۷لب وانشد به ذکر، ز بیم ریا مرا
  6. شمارهٔ ۱۸همچو ساغر تا به لب همدم نمی‌سازد مرا
  7. شمارهٔ ۱۹دست گیرید ساغر غم را
  8. شمارهٔ ۲۰انگشت تعرض نرسیده سخنم را
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.