پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

مصور چون به تصویر آورد موی میانش را

چسان خواهد کشیدن با قلم مد بیانش را

دلم پیوسته از چین دو ابرویش حذر دارد

که نتواند کشیدن غیر صانع کس کمانش را

کلالت نیست در نطقش سخن لیکن ز بیتابی

چو بیرون می شود بوسیده می آید دهانش را

ز عین عالم نگردیده واقف حق نمی داند

که کور از بی وقوفی ها یقین داند گمانش را

خیالم را ظهور مهر فیضش کرده پیراهن

که شمع از پردهٔ فانوس سازد دودمانش را

نه با اغیار نی با من سعیدا الفتی دارد

که از آن دوست می‌دارم دل نامهربانش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴بیرون ز سینه طرح مینداز داغ را
  2. شمارهٔ ۱۵در فصل غیر یافته ام من وصال را
  3. شمارهٔ ۱۶تا شد حکیمم عشق او با درد شد الفت مرا
  4. شمارهٔ ۱۷لب وانشد به ذکر، ز بیم ریا مرا
  5. شمارهٔ ۱۸همچو ساغر تا به لب همدم نمی‌سازد مرا
  6. شمارهٔ ۱۹دست گیرید ساغر غم را
  7. شمارهٔ ۲۰انگشت تعرض نرسیده سخنم را
  8. شمارهٔ ۲۱مکن سؤال ز هر بی وفا وفای مرا
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.