پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱

چو بو دهد صبحم به دست باد صبا

به گردن نفس افتاده می روم از جا

قسم به قبضهٔ قدرت که بر سر مردان

شکوه سایهٔ شمشیر به ز بال هما

ز خاک تربت من بوی عشق می آید

برند خاک مزار مرا عبیرآسا

بیا به کنج خرابات و فارغ از همه شو

خوشا عبادت مخفی که نیست بوی ریا

هدایت عجبی کرده عارف سالک

طریق فقر که منزل بقا و راه فنا

بگو به یوسف دوران که از جفای رقیب

گدای کوی شما شد گدای راه شما

مرا قسم به وفای تو ای ستیزه مزاج

که بی جفای تو هرگز ندیده ایم صفا

مرا ز آتش عشقش جلای خاطر بس

بسان شمع نسوزم برای نشو و نما

حدیث دوست بود زاهدا دلیل فراق

سخن مگو ز خدا پیش من برای خدا

نمی زنم مژه بر هم گشاده می دارم

برای دیدن او منظر تماشا را

هر آنچه مبدأ فیاض گفت می گوید

در این غزل نبود مدخلی سعیدا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳مردمی، فهم، ادا، ترس خدا، رحم بجا
  2. شمارهٔ ۴نه همین طوق گلو حلقهٔ جام است اینجا
  3. شمارهٔ ۵به رخ مهر جهان آرا به گیسو چون شب یلدا
  4. شمارهٔ ۶گداخت سیم وش آن شوخ سیمبر ما را
  5. شمارهٔ ۷الهی حل مگردان تا قیامت مشکل ما را
  6. شمارهٔ ۸سودم به خاک پایش روی نیاز خود را
  7. شمارهٔ ۹حکم سخن ندادم هر دم زبان خود را
  8. شمارهٔ ۱۰عشق عالمسوز ما بر هم زند تدبیر را
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.