پرش به محتوای اصلی
سعیدا

سعیدا

غزلیات

۵۸۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ در میان ما و او شد حسن بی پروا نقاب
  2. شمارهٔ ۶۲ غنچه کی وامی کند چشم دل خود را ز خواب
  3. شمارهٔ ۶۳ دیوانه شدم باز جنون می کنم امشب
  4. شمارهٔ ۶۴ تو جان و من به جانت گشته طالب
  5. شمارهٔ ۶۵ از پیر همت و کرمی ای جوان طلب
  6. شمارهٔ ۶۶ شبی که مست بیاید به خواب من مطلوب
  7. شمارهٔ ۶۷ روی تو چو از پیش نظر پرده برانداخت
  8. شمارهٔ ۶۸ صبحدم شیری که مهر دایه ام در کام ریخت
  9. شمارهٔ ۶۹ گفتگوی حشر راحت از دل دیوانه ریخت
  10. شمارهٔ ۷۰ در بزم عشق نشئهٔ تأثیر صحبت است
  11. شمارهٔ ۷۱ نازک دلی که آینه دار نزاکت است
  12. شمارهٔ ۷۲ باده نوشی و غزلخوانی دیوانه بجاست
  13. شمارهٔ ۷۳ یار را از من چه می‌پرسی بپرس از دل کجاست
  14. شمارهٔ ۷۴ آه گرمی که به یاد تو ز دل ها برخاست
  15. شمارهٔ ۷۵ به طوف کوی تو آن شب که دل ز جان برخاست
  16. شمارهٔ ۷۶ حرف هر کس ز فکر خام خود است
  17. شمارهٔ ۷۷ مدح رخ زیبای تو عنوان سعیداست
  18. شمارهٔ ۷۸ هر آن دلی که به زلف بتی گرفتار است
  19. شمارهٔ ۷۹ حلب شهر و نعیما شهریار است
  20. شمارهٔ ۸۰ چون دل دلیل نیست تن و [دل] برابر است
  21. شمارهٔ ۸۱ صورت اندیش کی از معنی ما باخبر است؟
  22. شمارهٔ ۸۲ هر کجا مینا و جامی از می گلگون پر است
  23. شمارهٔ ۸۳ دارم بتی و سجده اش ای دل نهانی بهتر است
  24. شمارهٔ ۸۴ هر زمان دل را هوای کوی جانان بر سر است
  25. شمارهٔ ۸۵ هر زمان بر سر پرشور هوای دگر است
  26. شمارهٔ ۸۶ عاشقان را در جهان فکر و خیال دیگر است
  27. شمارهٔ ۸۷ دل ناخدای بحر تماشای دیگر است
  28. شمارهٔ ۸۸ به پیش چشم من دریا چه چیز است
  29. شمارهٔ ۸۹ در خرابات مغانم جا بس است
  30. شمارهٔ ۹۰ حرف آن لب شنفتنم هوس است
  31. شمارهٔ ۹۱ هر شیوه ای که هست در این جا بجا خوش است
  32. شمارهٔ ۹۲ از خس و خار حوادث قلب ما را کی صفاست
  33. شمارهٔ ۹۳ باعث آمدن روح به ابدان، عشق است
  34. شمارهٔ ۹۴ بی ظرف را شراب شرربار، مشکل است
  35. شمارهٔ ۹۵ آن را که هوای رخ خوب تو تولاست
  36. شمارهٔ ۹۶ آنچه می دانی تو در باطن نهان اظهار ماست
  37. شمارهٔ ۹۷ آن خانه برانداز که خود راهبر ماست
  38. شمارهٔ ۹۸ هر چیز که رو می دهد از ماست که بر ماست
  39. شمارهٔ ۹۹ صافیدلی چو آینه در این زمان کم است
  40. شمارهٔ ۱۰۰ آن آفرین جهان که نگهدار عالم است
  41. شمارهٔ ۱۰۱ آن که نامش جان جانان است آن جانان ماست
  42. شمارهٔ ۱۰۲ نه همین خندهٔ گل از پی نشو است و نماست
  43. شمارهٔ ۱۰۳ چه شور است این که در کاشانهٔ ماست
  44. شمارهٔ ۱۰۴ جولانگه معنی دل هشیار نعیم است
  45. شمارهٔ ۱۰۵ در خانه ای که جای کسی نیست جای ماست
  46. شمارهٔ ۱۰۶ جفاهای نگاهش ظاهر از لب های خندان است
  47. شمارهٔ ۱۰۷ جامه از رنگ و از گلشن بدن است
  48. شمارهٔ ۱۰۸ وعظ ما ناگفتن است و درس ما ناخواندن است
  49. شمارهٔ ۱۰۹ چشمم ز گریهٔ دل ناکام روشن است
  50. شمارهٔ ۱۱۰ عقل هندوی میفروش من است
  51. شمارهٔ ۱۱۱ شرابخانهٔ معنی،‌دل بهوش من است
  52. شمارهٔ ۱۱۲ فتادگی چو نگین، نقش دلنشین من است
  53. شمارهٔ ۱۱۳ شادی هر دو جهان از دل غمگین من است
  54. شمارهٔ ۱۱۴ خم در خروش و جوش ز خمیازهٔ من است
  55. شمارهٔ ۱۱۵ آنچه در شش جهات گردون است
  56. شمارهٔ ۱۱۶ در مبند بر رویم سجده گاه من این است
  57. شمارهٔ ۱۱۷ خم گر ز باده جرعه فشانی کند رواست
  58. شمارهٔ ۱۱۸ از راه دیده دل بر جانان رود رواست
  59. شمارهٔ ۱۱۹ گردون مروتی به فقیران نداشته است
  60. شمارهٔ ۱۲۰ چشمش همین نه دین و دل از ما گرفته است

متن اشعار به نقل از گنجور.