پرش به محتوای اصلی
سعیدا

سعیدا

غزلیات

۵۸۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ آن [چشم] دل سیه که [زمامم] گرفته است
  2. شمارهٔ ۱۲۲ کسی که چشم تو را شوخ و دلربا گفته است
  3. شمارهٔ ۱۲۳ عمری است سرو تا به وفا ایستاده است
  4. شمارهٔ ۱۲۴ در پی آن زلف ای دل چون تو بس افتاده است
  5. شمارهٔ ۱۲۵ ز بس به راه تو دل بر سر دل افتاده است
  6. شمارهٔ ۱۲۶ چشم او در بردن دل بی گناه افتاده است
  7. شمارهٔ ۱۲۷ غم دماغم را پریشان کرده است
  8. شمارهٔ ۱۲۸ غافل از دین شیوهٔ خود رسم و آیین کرده است
  9. شمارهٔ ۱۲۹ نگاه شوخ [و] دل ساده روبه‌رو شده است
  10. شمارهٔ ۱۳۰ هوشیار ای دل که او مست می ناب آمده است
  11. شمارهٔ ۱۳۱ آسمانم تکیه گاه من بدن گردیده است
  12. شمارهٔ ۱۳۲ عندلیب روح را تن آشیان گردیده است
  13. شمارهٔ ۱۳۳ در محیط دین ز بس کشتی تبه گردیده است
  14. شمارهٔ ۱۳۴ هر گوهر سخن که به ساحل رسیده است
  15. شمارهٔ ۱۳۵ نور شکوه حق ز مقابل رسیده است
  16. شمارهٔ ۱۳۶ عالم ز دستگاه کمالش نمونه ای است
  17. شمارهٔ ۱۳۷ جنت ز سر کوی تو یک صحن خرابی است
  18. شمارهٔ ۱۳۸ دلم به تیر ملامت نشانهٔ عجبی است
  19. شمارهٔ ۱۳۹ گریه در بزم یار، بی ادبی است
  20. شمارهٔ ۱۴۰ گل مست و بلبلان شاد امروز روز خوبی است
  21. شمارهٔ ۱۴۱ آفتاب از نفس صبح قیامت اثری است
  22. شمارهٔ ۱۴۲ گرچه زلفت به میان بسته به یک زنجیری است
  23. شمارهٔ ۱۴۳ گردون، گلیم کهنهٔ غمخانهٔ کسی است
  24. شمارهٔ ۱۴۴ چاک پیراهن یار و نظر پاک، یکی است
  25. شمارهٔ ۱۴۵ کرم عام تو با محرم و بیگانه یکی است
  26. شمارهٔ ۱۴۶ فلک بر سر بی سران پرچمی است
  27. شمارهٔ ۱۴۷ تنها نه خال عارض آن ماه، دیدنی است
  28. شمارهٔ ۱۴۸ امروز که نوبهار معنی است
  29. شمارهٔ ۱۴۹ همین نه شیوهٔ خوبان طریق خودرایی است
  30. شمارهٔ ۱۵۰ نگشت کار ز بخت سیاهتاب، درست
  31. شمارهٔ ۱۵۱ نشئهٔ آب حیات از لعل شکرکام اوست
  32. شمارهٔ ۱۵۲ باخبر باش که از حال خبرداری هست
  33. شمارهٔ ۱۵۳ تا با تو از آن گوشهٔ ابرو نظری هست
  34. شمارهٔ ۱۵۴ جستجوی جان جانان کن که جان پیداست کیست
  35. شمارهٔ ۱۵۵ می از انگور شد میخانه از کیست؟
  36. شمارهٔ ۱۵۶ شایستهٔ درگاه تو هر بی سر و پا نیست
  37. شمارهٔ ۱۵۷ ترسم ز دیده ای که در او هیچ خواب نیست
  38. شمارهٔ ۱۵۸ یار ما خوب است اما خوب نیست
  39. شمارهٔ ۱۵۹ در خراباتی که راه هستی و پندار نیست
  40. شمارهٔ ۱۶۰ مقصد از گردیدن شیب و فرازم سیر نیست
  41. شمارهٔ ۱۶۱ گر برد از هوش زان چشم سیه تقصیر نیست
  42. شمارهٔ ۱۶۲ صاحب نفسی را که اثر در نفسش نیست
  43. شمارهٔ ۱۶۳ بی ساخته در اهل کرم رسم کرم نیست
  44. شمارهٔ ۱۶۴ ز عالمش چه خبر آن که او پریشان نیست
  45. شمارهٔ ۱۶۵ جامه جز گردون اطلس در بر آزاده نیست
  46. شمارهٔ ۱۶۶ کار اهل الله را طعن از کسی زیبنده نیست
  47. شمارهٔ ۱۶۷ عاشقان را رخصت دیدار آن مه پاره نیست
  48. شمارهٔ ۱۶۸ منظور من جز او چه بود در نظر که نیست
  49. شمارهٔ ۱۶۹ نیست روزی که این منادی نیست
  50. شمارهٔ ۱۷۰ بجز از بخل در این دور زمان چیزی نیست
  51. شمارهٔ ۱۷۱ لامکانی تو و امکان تو بی چیزی نیست
  52. شمارهٔ ۱۷۲ به سوی کوی تو را نگاه خالی نیست
  53. شمارهٔ ۱۷۳ مرا دمی نفسی لحظه ای و آنی نیست
  54. شمارهٔ ۱۷۴ خاطر جمع بجز عالم یکتایی نیست
  55. شمارهٔ ۱۷۵ به آن خدا که جهان را جز او خدایی نیست
  56. شمارهٔ ۱۷۶ از ره عیش و نشاط، ای چرخ گردیدن نداشت
  57. شمارهٔ ۱۷۷ می توان جان باخت اما از وفا نتوان گذشت
  58. شمارهٔ ۱۷۸ رخ نمودی و جهان در نظرم دیگر گشت
  59. شمارهٔ ۱۷۹ دیده ای کان صبح را در خواب یافت
  60. شمارهٔ ۱۸۰ کلیم الله زد فریاد چون بر طور سینا رفت

متن اشعار به نقل از گنجور.