پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری

حکیم نزاری

غزلیات

۱,۴۰۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۰۱ دانی مرا به توبه چرا التفات نیست؟
  2. شمارهٔ ۳۰۲ عذابی چو مهجوری از دوست نیست
  3. شمارهٔ ۳۰۳ جان است و هرچه نه همه جان است هیچ نیست
  4. شمارهٔ ۳۰۴ شاد به روی تو ام گرچه دلم شاد نیست
  5. شمارهٔ ۳۰۵ عقل اگر گوید به وصل عشق حاجتمند نیست
  6. شمارهٔ ۳۰۶ چون کنم با دل که هیچش با خرد پیوند نیست
  7. شمارهٔ ۳۰۷ دلم را که جز با تو پیوند نیست
  8. شمارهٔ ۳۰۸ گر زبان در من کشند انکار نیست
  9. شمارهٔ ۳۰۹ ما را ز تو یک نفس به سر نیست
  10. شمارهٔ ۳۱۰ مشتاق دوست را ره مقصد دراز نیست
  11. شمارهٔ ۳۱۱ پیوند عشق را به جفا انقطاع نیست
  12. شمارهٔ ۳۱۲ گر سخنی میرود در حق ما باک نیست
  13. شمارهٔ ۳۱۳ ما را اگر عدو بکشد هیچ باک نیست
  14. شمارهٔ ۳۱۴ اگر دوست با ما بود باک نیست
  15. شمارهٔ ۳۱۵ می ده که در خواص کم از سلسبیل نیست
  16. شمارهٔ ۳۱۶ جام می پر کن که جز جام می ام انجام نیست
  17. شمارهٔ ۳۱۷ بی تو ای آرام جان یک ساعتم آرام نیست
  18. شمارهٔ ۳۱۸ محنت سرای دهر چو جای مقام نیست
  19. شمارهٔ ۳۱۹ علم الله که دگر طاقت هجرانم نیست
  20. شمارهٔ ۳۲۰ مرا به صبر نمودن ، ثبات ممکن نیست
  21. شمارهٔ ۳۲۱ کیست کز سودای تو از خان و مان آواره نیست
  22. شمارهٔ ۳۲۲ تو را سری که به پیمان من درآری نیست
  23. شمارهٔ ۳۲۳ رهِ عشّاق سپردن به دل آزاری نیست
  24. شمارهٔ ۳۲۴ خوش تر از عشق پرستی به جهان کاری نیست
  25. شمارهٔ ۳۲۵ ای جا که منم تا به خرابات بسی نیست
  26. شمارهٔ ۳۲۶ ای هم نفسان لایق من هم نفسی نیست
  27. شمارهٔ ۳۲۷ گر تو بر کشتن من حکم کنی باکی نیست
  28. شمارهٔ ۳۲۸ یک نفس خیل خیال از نظرم خالی نیست
  29. شمارهٔ ۳۲۹ هر چه نسیه ست جز خیالی نیست
  30. شمارهٔ ۳۳۰ ایبها العشّاق این کار به آسانی نیست
  31. شمارهٔ ۳۳۱ شب فراق که را طاقت شکیبایی ست
  32. شمارهٔ ۳۳۲ آه و واویلا کم برگ شکیبایی نیست
  33. شمارهٔ ۳۳۳ هر کجا بی دلی و برناییست
  34. شمارهٔ ۳۳۴ رجب آمد سه ماه باید داشت
  35. شمارهٔ ۳۳۵ مرا ز دوست به زنجیر باز نتوان داشت
  36. شمارهٔ ۳۳۶ رمضان سلّمه الله به سلامت بگذشت
  37. شمارهٔ ۳۳۷ دریغ عمر که بی روی دوستان بگذشت
  38. شمارهٔ ۳۳۸ چه فتنه بود که در عید گه جنان بگذشت
  39. شمارهٔ ۳۳۹ جانا بیا که مدت هجران ز حد گذشت
  40. شمارهٔ ۳۴۰ بر دست چون بود می و صبح و کنار کشت
  41. شمارهٔ ۳۴۱ هزار یادِ بر و گردن و بناگوشت
  42. شمارهٔ ۳۴۲ دوش با جمعی حواری باده خوردم در بهشت
  43. شمارهٔ ۳۴۳ اگر فراق نباشد چه دوزخ و چه بهشت
  44. شمارهٔ ۳۴۴ هر که با دوست آشنایی یافت
  45. شمارهٔ ۳۴۵ آوخ آوخ که جگرگوشه دگر بار برفت
  46. شمارهٔ ۳۴۶ دریغ عمر که بی روی آن نگار برفت
  47. شمارهٔ ۳۴۷ چه جای دشمنی است آن که یار کرد و برفت
  48. شمارهٔ ۳۴۸ گر مرا در بی هشی با دوست کاری رفت رفت
  49. شمارهٔ ۳۴۹ از آن سبب دل من ترک خورد و خواب گرفت
  50. شمارهٔ ۳۵۰ دلم از تو دل برنخواهد گرفت
  51. شمارهٔ ۳۵۱ بوی عرق چین تو باد صبا برگرفت
  52. شمارهٔ ۳۵۲ تا دل مجنون ما راه قلندر گرفت
  53. شمارهٔ ۳۵۳ خیال دوست ز من خورد و خواب بازگرفت
  54. شمارهٔ ۳۵۴ ما دگر بوی کسی برنتوانیم گرفت
  55. شمارهٔ ۳۵۵ به هیچ انجمن داستانی نرفت
  56. شمارهٔ ۳۵۶ عقل نه این دید نه آن باز گفت
  57. شمارهٔ ۳۵۷ نگارم را ز جان خوشتر توان گفت
  58. شمارهٔ ۳۵۸ موذّن فالق الاصباح می گفت
  59. شمارهٔ ۳۵۹ به جفت چشم ِ سیاه و به ابروی طاقت
  60. شمارهٔ ۳۶۰ غایب نشد زمانی از خاطرم خیالت

متن اشعار به نقل از گنجور.