پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۰

ایبها العشّاق این کار به آسانی نیست

عشق کآسودگی تن طلبد جانی نیست

میل دل را نظر خاطر جان کی باشد

نفس بل هوسی چون دم رحمانی نیست

حجّتی نیست که خاصیت روحانی چیست

آن که در علّت روحانی و انسانی نیست

جوهر عشق تو کی بی غرض آمد کز عشق

کلّ مقصود تو جز شهوت شیطانی نیست

از محمّد چه زنی لاف که در باطن تو

روش بوذری و سیرت سلمانی نیست

صورت کج نتوان گفت بود سیرت راست

به مسلمانی کاین راه مسلمانی نیست

گو نه خضرست هر آن کس که بود خضراپوش

رند بودن به صفت زاهد یزدانی نیست

آخر ای دیو صفت فرش چه می آرایی

هر سلیمانی را فرّ سلیمانی نیست

بوش کم کن که گر از کبر توان سلطان بود

در سر هیچ گدا نیست که سلطانی نیست

پیش احمق مبر این رمز نزاری کان جا

هیچ دانستنی یی با تو چو نادانی نیست

سخن عشق ترا حوصله ای می باید

مرغ اسرا تو در هر قفس ارزانی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۲آه و واویلا کم برگ شکیبایی نیست
  2. شمارهٔ ۳۳۳هر کجا بی دلی و برناییست
  3. شمارهٔ ۳۳۴رجب آمد سه ماه باید داشت
  4. شمارهٔ ۳۳۵مرا ز دوست به زنجیر باز نتوان داشت
  5. شمارهٔ ۳۳۶رمضان سلّمه الله به سلامت بگذشت
  6. شمارهٔ ۳۳۷دریغ عمر که بی روی دوستان بگذشت
  7. شمارهٔ ۳۳۸چه فتنه بود که در عید گه جنان بگذشت
  8. شمارهٔ ۳۳۹جانا بیا که مدت هجران ز حد گذشت
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.