پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۹

هر چه نسیه ست جز خیالی نیست

پس خیال تو جز محالی نیست

هر را نقد وقت نیست به دست

روی او بیش در ضلالی نیست

ملک باقی طلب که باقی را

ابد الآبدین زوالی نیست

عدمی مطلق است ناقص را

اگرش روی در کمالی نیست

گر قناعت کند بیاسوده ست

هر که را مالی و منالی نیست

عاشقانیم و عقل ناقص را

در مقامات ما مجالی نیست

بی خود از در در آ و او را بین

زین پسندیده تر وصالی نیست

هر که او را به چشم او بیند

جام جم پیش او سفالی نیست

بستان جام ما که در چشمه

خضر را هم چنین زلالی نیست

هم ز جایی ست این اشارت ها

بشنو سرسری مقالی نیست

ای پسر بر امید نسیه مباش

هر چه نسیه است جز خیالی نیست

چون نزاری همیشه بی خود باش

زان که در بی خودی وبالی نیست

مرد آینده و گذشته نه ایم

واندرین حال نیز حالی نیست

نقد را باش اگر همه نفسی ست

آن دگر بیش قیل و قالی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۱شب فراق که را طاقت شکیبایی ست
  2. شمارهٔ ۳۳۲آه و واویلا کم برگ شکیبایی نیست
  3. شمارهٔ ۳۳۳هر کجا بی دلی و برناییست
  4. شمارهٔ ۳۳۴رجب آمد سه ماه باید داشت
  5. شمارهٔ ۳۳۵مرا ز دوست به زنجیر باز نتوان داشت
  6. شمارهٔ ۳۳۶رمضان سلّمه الله به سلامت بگذشت
  7. شمارهٔ ۳۳۷دریغ عمر که بی روی دوستان بگذشت
  8. شمارهٔ ۳۳۸چه فتنه بود که در عید گه جنان بگذشت
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.