پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۶

رمضان سلّمه الله به سلامت بگذشت

می بیارید که طوفان ملامت بگذشت

ساقیا عارض توعید من است و غم دل

عَلَم عید که آنک به علامت بگذشت

ساقیان اند به حق مکرم و بس در عالم

کو دگر کس که براو بوی کرامت بگذشت

حق علیم است که در مدت یک مه صد بار

هر نفس بر من بی چاره قیامت بگذشت

دیر بیدار شدیم از می غفلت افسوس

دولت عمر که بر ما به غرامت بگذشت

پیش بت خمر بخوردیم و سجود آوردیم

کار ما بر در طاعت ز اقامت بگذشت

هیچ باقی نگذاریم چو می باید رفت

تا نگویند نزاری به ندامت بگذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۸چه فتنه بود که در عید گه جنان بگذشت
  2. شمارهٔ ۳۳۹جانا بیا که مدت هجران ز حد گذشت
  3. شمارهٔ ۳۴۰بر دست چون بود می و صبح و کنار کشت
  4. شمارهٔ ۳۴۱هزار یادِ بر و گردن و بناگوشت
  5. شمارهٔ ۳۴۲دوش با جمعی حواری باده خوردم در بهشت
  6. شمارهٔ ۳۴۳اگر فراق نباشد چه دوزخ و چه بهشت
  7. شمارهٔ ۳۴۴هر که با دوست آشنایی یافت
  8. شمارهٔ ۳۴۵آوخ آوخ که جگرگوشه دگر بار برفت
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.