پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۷

دلم را که جز با تو پیوند نیست

به دنیا و دین هیچ در بند نیست

به صد وعده هر دم فریبش دهم

ولیکن به یک ذره خرسند نیست

چه حاصل ز تعلیم و تنبیه من

چو هیچش قبولیّت پند نیست

چه تدبیر سازم که دامان صبر

به دست من آرزومند نیست

اگر بیش طاقت ندارم رواست

که بارم کم از کوه الوند نیست

مقلد بود بنده ای معتقد

که تسلیم حکم خداوند نیست

تو دانی که بر قول خود صادقم

وفادار محتاج سوگند نیست

به عهد و وفا و به حسن و جمال

مرا و تو را هیچ مانند نیست

دلم را به حال نزاری نظر

بگو اندکی هست اگر چند نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۹ما را ز تو یک نفس به سر نیست
  2. شمارهٔ ۳۱۰مشتاق دوست را ره مقصد دراز نیست
  3. شمارهٔ ۳۱۱پیوند عشق را به جفا انقطاع نیست
  4. شمارهٔ ۳۱۲گر سخنی میرود در حق ما باک نیست
  5. شمارهٔ ۳۱۳ما را اگر عدو بکشد هیچ باک نیست
  6. شمارهٔ ۳۱۴اگر دوست با ما بود باک نیست
  7. شمارهٔ ۳۱۵می ده که در خواص کم از سلسبیل نیست
  8. شمارهٔ ۳۱۶جام می پر کن که جز جام می ام انجام نیست
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.