پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۵

می ده که در خواص کم از سلسبیل نیست

رغم جماعتی که بر ایشان سبیل نیست

بی می مرو طریق محبت که هم چو می

روشن دلی دگر سوی مقصد دلیل نیست

گر می پرست ناخلف است و حرام زاد

پس در همه قبیله ی آدم اصیل نیست

می شاهدست اگر نبود همدم خمار

هرچند ازهرست ولی بی هلیل نیست

اقبال آن که دارد و خوش میخورد به طبع

بدبخت چون کند که به دست بخیل نیست

بی هرزه عمر میگذرانیم و حاصلی

جز آفت دماغ و دل از قال و قیل نیست

هر چیز را به عمر توان یافتن بدل

جز روزگار عمر که آن را بدیل نیست

از دوست قاصدی که پیام آورد به دوست

انصاف میدهم که کم از جبرئیل نیست

چون مور اگر ضعیف نباشیم ممکن است

بار فراغ دوست به بازوی پیل نیست

ما را چه التفات به نمرودیان دهر

مقصود ما از اینهمه الا خلیل نیست

مردار میرود به حقیقت نزاریا

هرکو به تیر عشق چو مجنون قتیل نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۷بی تو ای آرام جان یک ساعتم آرام نیست
  2. شمارهٔ ۳۱۸محنت سرای دهر چو جای مقام نیست
  3. شمارهٔ ۳۱۹علم الله که دگر طاقت هجرانم نیست
  4. شمارهٔ ۳۲۰مرا به صبر نمودن ، ثبات ممکن نیست
  5. شمارهٔ ۳۲۱کیست کز سودای تو از خان و مان آواره نیست
  6. شمارهٔ ۳۲۲تو را سری که به پیمان من درآری نیست
  7. شمارهٔ ۳۲۳رهِ عشّاق سپردن به دل آزاری نیست
  8. شمارهٔ ۳۲۴خوش تر از عشق پرستی به جهان کاری نیست
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.