پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۶

جام می پر کن که جز جام می ام انجام نیست

تا به کام او شوم کاین کار جز با گام نیست

ساقیا ساغر دمادم کن مگر مستم کنی

زان که در هجر دل آرامم مرا آرام نیست

دی به سردی رفت و فردا خود ندانم چون کنم

عاشقی ورزیم و به زین در جهان خود کام نیست

دام واره ی جسم را دامی نهاده بر رهیم

ای نزاری کیست آن کو بسته ی این دام نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۸محنت سرای دهر چو جای مقام نیست
  2. شمارهٔ ۳۱۹علم الله که دگر طاقت هجرانم نیست
  3. شمارهٔ ۳۲۰مرا به صبر نمودن ، ثبات ممکن نیست
  4. شمارهٔ ۳۲۱کیست کز سودای تو از خان و مان آواره نیست
  5. شمارهٔ ۳۲۲تو را سری که به پیمان من درآری نیست
  6. شمارهٔ ۳۲۳رهِ عشّاق سپردن به دل آزاری نیست
  7. شمارهٔ ۳۲۴خوش تر از عشق پرستی به جهان کاری نیست
  8. شمارهٔ ۳۲۵ای جا که منم تا به خرابات بسی نیست
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.