پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۸

محنت سرای دهر چو جای مقام نیست

آسایشی در او ز حلال و حرام نیست

بی سور و ماتم و غم و شادی در این جهان

شامی به صبح رفته و صبحی به شام نیست

گر ملک کائنات به خورد کسی دهند

از فرط حرص و آز هنوزش تمام نیست

هم هیچ کار بهتر اگر نیک بنگری

از خدمت حریف و صراحی و جام نیست

در سنگلاخ حرص مران توسن غرور

آهسته‌تر که بر سر مرکب لگام نیست

خوش منزلیست عالم دنیا ولی درو

دوران زندگانی ما بر دوام نیست

غبنا و حسرتا که به بازوی اجتهاد

کاری چنان که دست دهد بر نظام نیست

هرجا که شاهدیست رقیبیش ناظرست

مه بی محاق نبود و خور بی غمام نیست

مردی برون ز خود شده مجنون صفت کجاست

لیلی بسی است، عاشق بی ننگ و نام نیست

بی رحمی هلیل حجاب وصال شد

گرنه شکیب کردن مزهر به کام نیست

اینجا وصال دوست طمع چون کند کسی

کز شنعت رقیب مجال سلام نیست

مشرک هنوز و دعوی وحدت نزاریا

انصاف ده که سوخته‌ای چون تو خام نیست

تو از کجا و شیوهٔ تحقیق از کجا

در گلستان مرو که سرت بی زکام نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۰مرا به صبر نمودن ، ثبات ممکن نیست
  2. شمارهٔ ۳۲۱کیست کز سودای تو از خان و مان آواره نیست
  3. شمارهٔ ۳۲۲تو را سری که به پیمان من درآری نیست
  4. شمارهٔ ۳۲۳رهِ عشّاق سپردن به دل آزاری نیست
  5. شمارهٔ ۳۲۴خوش تر از عشق پرستی به جهان کاری نیست
  6. شمارهٔ ۳۲۵ای جا که منم تا به خرابات بسی نیست
  7. شمارهٔ ۳۲۶ای هم نفسان لایق من هم نفسی نیست
  8. شمارهٔ ۳۲۷گر تو بر کشتن من حکم کنی باکی نیست
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.