پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۶

ای هم نفسان لایق من هم نفسی نیست

در خورد من آخر چه کسم من که کسی نیست

دارم هوس هم نفسی در سر و جانی

بر دوش سری نیست که در وی هوسی نیست

فرهاد صفت بر لب شیرین بدهم جان

لیکن به مرادم به لبش دست رسی نیست

بر من چه ملامت که کنم میل به شیرین

خود آدمیی کم به قیاس مگسی نیست

زنهار مکن فوت نزاری نفس نقد

خود عمر به کار آمده الا نفسی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۸یک نفس خیل خیال از نظرم خالی نیست
  2. شمارهٔ ۳۲۹هر چه نسیه ست جز خیالی نیست
  3. شمارهٔ ۳۳۰ایبها العشّاق این کار به آسانی نیست
  4. شمارهٔ ۳۳۱شب فراق که را طاقت شکیبایی ست
  5. شمارهٔ ۳۳۲آه و واویلا کم برگ شکیبایی نیست
  6. شمارهٔ ۳۳۳هر کجا بی دلی و برناییست
  7. شمارهٔ ۳۳۴رجب آمد سه ماه باید داشت
  8. شمارهٔ ۳۳۵مرا ز دوست به زنجیر باز نتوان داشت
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.