پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۲

گر سخنی میرود در حق ما باک نیست

مریم دوشیزه را باک ز ناپاک نیست

راه به مقصد نبرد، حد عزیزان نداشت

هر که بر آن آستان خوار تر از خاک نیست

غایت ممثول ماست این مثل سر به مهر

آری مقدور را قدرت ادراک نیست

لایق تازَندگی نیست به میدان عشق

هرکه سر آرزو بسته به فتراک نیست

خاروگلی مینهد، داد و ستد میکند

تخت فریدون نگر درخور ضحاک نیست

همچو حبیب اللهی باید معراج را

بولهب ناسزا ،لایق لولاک نیست

هیچ نیی هیچ نه تا به خودی مشتغل

گر چو توئی فی المثل در خم افلاک نیست

هر که تولّا به دوست کرد و تبّرا ز غیر

زهر به خود خورده را حاجت تریاک نیست

چشمه ی خنب رز است ، مایه ی آب حیات

سعی سکندر چه سود ، جستن ازآن جاک نیست

نظم نزاری همه حکمت محض آمده ست

سفتن در سخن،صنعت حکّاک نیست

بر قلمش گر به سهو رفت خطایی رود

دامن بحر عمیق بی خس و خاشاک نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۴اگر دوست با ما بود باک نیست
  2. شمارهٔ ۳۱۵می ده که در خواص کم از سلسبیل نیست
  3. شمارهٔ ۳۱۶جام می پر کن که جز جام می ام انجام نیست
  4. شمارهٔ ۳۱۷بی تو ای آرام جان یک ساعتم آرام نیست
  5. شمارهٔ ۳۱۸محنت سرای دهر چو جای مقام نیست
  6. شمارهٔ ۳۱۹علم الله که دگر طاقت هجرانم نیست
  7. شمارهٔ ۳۲۰مرا به صبر نمودن ، ثبات ممکن نیست
  8. شمارهٔ ۳۲۱کیست کز سودای تو از خان و مان آواره نیست
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.