پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری

حکیم نزاری

غزلیات

۱,۴۰۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۶۱ خوش است اگر بگذارد در این سرا اجلت
  2. شمارهٔ ۳۶۲ هر که ببیند تو را بدین قد و قامت
  3. شمارهٔ ۳۶۳ خوش آید پاک بازان را ملامت
  4. شمارهٔ ۳۶۴ اگر عاشقی سر متاب از ملامت
  5. شمارهٔ ۳۶۵ مرا چه غم که مرا سرزنش کنند و ملامت
  6. شمارهٔ ۳۶۶ گر بر آرد عشقت از جانم قیامت
  7. شمارهٔ ۳۶۷ مخوان بعد از این داستان قیامت
  8. شمارهٔ ۳۶۸ بکشم گر همه کوه است وز آهن ستمت
  9. شمارهٔ ۳۶۹ گر بیایی به سر چشمه ی حیوان برمت
  10. شمارهٔ ۳۷۰ یک نفسی بیا که بر دیده و سر نشانمت
  11. شمارهٔ ۳۷۱ بیا و بوسه بده از آن لبان خندانت
  12. شمارهٔ ۳۷۲ الغیاث از جفت و طاق ابروانت
  13. شمارهٔ ۳۷۳ جانا دلی چه سوزی کان هست جای گاهت
  14. شمارهٔ ۳۷۴ به دیدار تو مشتاقم به غایت
  15. شمارهٔ ۳۷۵ ای حقه ی نقد جان بر طاق دو ابرویت
  16. شمارهٔ ۳۷۶ گلبن فراز تخت چمن بر نهاده تاج
  17. شمارهٔ ۳۷۷ هر گدایی نتواند که نهد بر سرتاج
  18. شمارهٔ ۳۷۸ همین که بانگ بر آید که فالق الصباح
  19. شمارهٔ ۳۷۹ شبنم نشسته بر ورق گل علی الصباح
  20. شمارهٔ ۳۸۰ باده خوریم ز اول شب تا دم صباح
  21. شمارهٔ ۳۸۱ راحت روح من است رایحه روح راح
  22. شمارهٔ ۳۸۲ مرو درو که محیطی ست عشق پر تمساح
  23. شمارهٔ ۳۸۳ خواص باد بهشت است در نسیم ریاح
  24. شمارهٔ ۳۸۴ ترا که صحبت اهل دلی نکرده فتوح
  25. شمارهٔ ۳۸۵ پیغام دوست راحت جان است و راح روح
  26. شمارهٔ ۳۸۶ ساقی ز بامداد بیاور غذای روح
  27. شمارهٔ ۳۸۷ مرده گر زنده شد از معجز انفاس مسیح
  28. شمارهٔ ۳۸۸ خوش است مجلس اخلاص امّتان مسیح
  29. شمارهٔ ۳۸۹ کس نداند که مرا با که سر وکار افتاد
  30. شمارهٔ ۳۹۰ چه شور از آن لب شیرین که در جهان افتاد
  31. شمارهٔ ۳۹۱ دوش مرا صبحدم آمد و آواز داد
  32. شمارهٔ ۳۹۲ قد قامت الصّلات برآمد ز بامداد
  33. شمارهٔ ۳۹۳ مصحف به فال باز گرفتم ز بامداد
  34. شمارهٔ ۳۹۴ کجا رفتی بیا ای سرو آزاد
  35. شمارهٔ ۳۹۵ خدای با تو کسی را دل آشنا مکناد
  36. شمارهٔ ۳۹۶ زمانه گرچه بسی بر سرم نهاد
  37. شمارهٔ ۳۹۷ یارم که ز من نمی‌کند یاد
  38. شمارهٔ ۳۹۸ فریاد نمی رسند فریاد
  39. شمارهٔ ۳۹۹ ای ترک ما گرفته و از ما نکرده یاد
  40. شمارهٔ ۴۰۰ دیر شد تا ز ما نکردی یاد
  41. شمارهٔ ۴۰۱ تا نیستی در آمد و هستیِ ما ستد
  42. شمارهٔ ۴۰۲ مرا دلی ست که هر لحظه در بلا افتد
  43. شمارهٔ ۴۰۳ گر دگر باره مرا با تو ملاقات افتد
  44. شمارهٔ ۴۰۴ دلم به دامِ تمنّایِ عشق چند افتد
  45. شمارهٔ ۴۰۵ نه آن مرغی ست معشوقم که در هر آشیان گنجد
  46. شمارهٔ ۴۰۶ تولّا بی تبّرا در نگنجد
  47. شمارهٔ ۴۰۷ درونِ مجمعِ مردان پریشان در نمی‌گنجد
  48. شمارهٔ ۴۰۸ چه چاره سازم اگر آن نگار برگردد
  49. شمارهٔ ۴۰۹ چه می کنم ز دلی کو ز یار برگردد
  50. شمارهٔ ۴۱۰ اگرم باز ملاقات میسّر گردد
  51. شمارهٔ ۴۱۱ دلم ز جورِ تو خون گشت و برنمی‌گردد
  52. شمارهٔ ۴۱۲ خانۀ تست بخفت ار سرِ خوابت دارد
  53. شمارهٔ ۴۱۳ به دست آورده ام یاری که رویی چون قمر دارد
  54. شمارهٔ ۴۱۴ هم چو من دل بری که جان دارد
  55. شمارهٔ ۴۱۵ فراقِ یارِ سفر کرده رویِ آن دارد
  56. شمارهٔ ۴۱۶ فروغِ طلعتِ رویِ تو آفتاب ندارد
  57. شمارهٔ ۴۱۷ که دست از هوایِ تو بر سر ندارد
  58. شمارهٔ ۴۱۸ چرا افسرده معذورش ندارد
  59. شمارهٔ ۴۱۹ نه پسته چون دهنِ تنگِ یارِ من دارد
  60. شمارهٔ ۴۲۰ جمادست آن که دل داری ندارد

متن اشعار به نقل از گنجور.