پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۳

خواص باد بهشت است در نسیم ریاح

همین که بانگ برآید بخواه کاسه ی راح

صبوحیانِ مشوّق به های و هوی کنند

ندای صبح و موذّن به فالق الاصباح

همین فریضه ی وقت است سنّت حکما

دوگانه یی به فلاح و سه کاسه ای به صلاح

شب سیاه نقاب از رخ قدح بردار

چه حاجت است به مشعل مباش گو مصباح

چو آفتاب بر آید عجب مدار اگر

به زینهار درافتد به سایه اقداح

نمی خورند گروهی و می کنند انکار

جماعتی دگرش باز می نهند مباح

عجب مدار نخواندی تناکرِ اضداد

غریب نیست ندانی تعارف ارواح

ز جوهری چومی آخر چرا کنم پرهیز

که حاصل است ازو سد هزار استرواح

شراب خانه اگر محتسب کند مختوم

نیاز با در مولا برم هو الفتاح

زبحر خنب به کشتی کشم شراب گران

به رغم محتسب آن سهمگین تر از تمساح

پیام من که تواند به محتسب بردن

که از زیان نزاری ترا چه خیر و صلاح

زباده خوردن پنهان او ترا چه ضرر

چو گنج کنج گرفته ست بعد ازین سیاّح

به موج فتنه مبر کشتی مزلزل خویش

درین محیط فروشد چو تو بسی ملاّح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۵پیغام دوست راحت جان است و راح روح
  2. شمارهٔ ۳۸۶ساقی ز بامداد بیاور غذای روح
  3. شمارهٔ ۳۸۷مرده گر زنده شد از معجز انفاس مسیح
  4. شمارهٔ ۳۸۸خوش است مجلس اخلاص امّتان مسیح
  5. شمارهٔ ۳۸۹کس نداند که مرا با که سر وکار افتاد
  6. شمارهٔ ۳۹۰چه شور از آن لب شیرین که در جهان افتاد
  7. شمارهٔ ۳۹۱دوش مرا صبحدم آمد و آواز داد
  8. شمارهٔ ۳۹۲قد قامت الصّلات برآمد ز بامداد
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.